X
تبلیغات
رایتل

هبوط

مرا کسی نساخت٬ خدا ساخت. نه آنچنان که «کسی میخواست»٬ که من کسی نداشتم. کسم خدا بود٬ کس بی کسان.

علی به بچه ها گفت: مواظب باشید صدای گریه اتان  بلند نشود . 

خودش اما بیش تر از همه بی تابی می کرد. اسماء آب ریخت ٬او فاطمه اش را غسل داد . 

ام کلثوم ! زینب ! سکینه ! فضه ! حسن ! حسین ! بیایید با مادرتان خدا حافظی کنید که دیدار بعدی توی بهشت است. 

بچه ها سرشان را گذاشتند روی سینه ی مادر شروع کردند به گریه.در همین لحظه دستهای فاطمه از کفن بیرون آمد و ناله ی پر مهرش شنیده شد ٬حسن و حسین را در بغل گرفت . 

از آسمان ندا آمد :یا علی ! بچه ها را از مادرشان جدا کن .                

ملائکه آسمان ها به گریه در آمدند.... 

کتاب مادر آفتاب  

 

ایام سو گواری حضرت زهرا (س)بر دوست دارانش تسلیت باد

نوشته شده در پنج‌شنبه 23 اردیبهشت 1389ساعت 11:10 ب.ظ توسط محمدمهین خاکی| 4 نظر|

Design By : Night Melody