X
تبلیغات
رایتل

هبوط

مرا کسی نساخت٬ خدا ساخت. نه آنچنان که «کسی میخواست»٬ که من کسی نداشتم. کسم خدا بود٬ کس بی کسان.

 ... روزها و ساعتهاست که دارم فکر میکنم که رسالت ما بچه های

جنگ تو این روزها ،چیه !!در این فضای کثیف !که آدمای سخیف! بر ما مردم چیره

شدن،ما باید چکار کنیم ؟؟؟ نبرد سختی بین من و من ! در جریان است......

 میش


گفتم بذار به روزهای زیباییها فکر کنم که چی میخواستیم و چی شد !!

با دوستان که صحبت میکردیم،از تمام شدن جنگ که صحبت میشد،همه

برقی در چشماشون نمایان میشدد،گویی خیلی کارها دارن که میخوان

انجام بدن،سر و سامان دادن به خانواده هاشون،رسیدگی به بچه هاشون،

پدر و مادراشون ،خانواده دوستانی که دیگه نبودن،تحصیل،کار و........


جنگ تمام شد...



ولی انگار تاریخ خواب بود و هیچکدام از خواسته های اونا رو نشنید..


اونایی که نبودن،خانواده هاشون به تاراج فرهنگی رفتن، و تعدادی

از اونا خودشونو با سختی سر پا نگه داشتن،حالا هم که امکاناتشونو

و بیت المالی که سهم اونا توش هست،توسط کسایی که باید به

این خانواده ها خدمت کنن،به غارت میره...



اونایی که موندن و ظاهرشون نشون نمی ده که زخمی یا ترکشی بر بدن دارن،

مشغول دست و پا زدن در دریای زندگی و....


اونایی هم که مشخصه که در جنگ جراحاتی برداشتن،باید به سختی

خودشونو حفظ کنن و صداشون هم در نیاد که یه وقت خدای نکرده

عمله استکبار نشن !!!!


آخه تو مملکت ما که امروز دست منافقینه !هر حرکت و حرفی خلاف

حرف آقایان،مساوی عملگی استکبار و صهیونسم و ... است!!!!!!


... وضع امروز ما مثل وضع خانواده اییه که خونشون ته یک

کوچه بن بسته،بابای خونه یا برادر بزرگ خانواده،با تمام اهالی

کوچه دعوا کرده،حالا صبح دختر پسرای کوچولوی خانواده میخوان برن

مدرسه،هر کدوم از همسایه ها معطلکی ،فحشی،زخم زبونی و...

نثار این کودکان میکنه...

وضع المپیک ما مگه اینجوری نبود؟؟؟!!!


حالا غیر از اینکه تو خونه هم ،دادو بیدادو بزن و بکوب در جریانه،

وضع بخشی از این مردم که در حبس هستن مگه اینطوری نیست؟



نمیشه با یک عفو عمومی همه از همدیگر و حکومت از بچه های

خودش بگذره تا در دنیا قوی تر و آقا تر باشیم؟؟

نمیشه دوستانی که شاید دلشون برای انقلاب و مردم میسوزه،

واقعا بسوزه ؟!


نمیشه یه جور دیگه معادلاتو ببینیم؟


.......اون موقعها که بچه ها دور هم مینشستن و در مورد

بعد از جنگ،حرف میزدن،تو حرفاشون دیوار کشیدن بین مردم

نبود.تو خواسته هاشون زورگویی نبود،اشرافی گری و مصرف زدگی

نبود،ظلم به مردم تحت عناوین "یارانه و ..."نبود و حتما اجازه دادن

به گروهی برای غارت اموال و بیت المال مسلمین،نبود.......



هنوز بعد از روزها و ساعتها فکر کردن،نمی دونم کجام و باید چکار کنم

چی بگم که باید بگم،به کی بگم..

مجری تلوزیون که آدمو میبینه بجای تالیف قلب،تیکه میندازه،

رئیس اداره به جای نرمی با مردم،اونا رو از اتاقش بیرون میکنه..

پدر به جای گوش دادن به حرفهای فرزنداش،دنبال دست و پا

زدن برای حفظ سرپناهشونه

پلیس به جای آموزش و نظارت بر حسن اجرای قوانین،کمین میکنه

تو صندوق عقب ماشینش دوربین میذاره تا مچ ! بگیره...

تاجر هم که قربونش برم همون کار قبلشو انجام میده،احتکار

و صعود لحظه به لحظه قیمتها...






چاره فقط عفو عمومیه و بس....

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد 1391ساعت 01:02 ب.ظ توسط محمدمهین خاکی| 19 نظر|

Design By : Night Melody