X
تبلیغات
رایتل

هبوط

مرا کسی نساخت٬ خدا ساخت. نه آنچنان که «کسی میخواست»٬ که من کسی نداشتم. کسم خدا بود٬ کس بی کسان.

...دیروز بعدازظهر زنگ تلفن صدای دلخراشی کرد و با برداشتن آن،گفتند:حاج احمد،از دنیا رفت:

تمام دنیای پوشالی برای صدمین بار روی سرم خراب شد،واین بار

احمد سوداگر.....

احمد سوداگر،غریب پژوهشکده دفاع،بر اثر ایست قلبی درگذشت،کسی که پیشنهاد گذراندن

۲واحد دفاع مقدس را در دانشگاهها داد و خودش هم تمام تتمه عمرش را روی آن گذاشت و

جالب اینکه دانشگاه مورد غضب! آقایان آن طرح را پذیرفت (دانشگاه آزاد)

و چند سال است اجراء میکند ولی دانشگاههای دولتی !هنوز با واژه دفاع مقدس،

غریبه هستند،(از افتخارات دولت محترم)...

حاج احمد همواره در این مورد درد دل میکرد و گله داشت،اما کو گوش شنوا ؟؟؟؟


حالا دیگر نیست تا خواب خرگوشی آقایان را به هم بزند و نیست تا آغوشش برای درد دل

من و امثال من باز باشدو نیست تا حرص و جوش انقلاب و جنگ را بخورد،خدا با سالار شهیدان

محشورش کند...


رفیقان میروند نوبت به نوبت                        خوش آن روزی که نوبت بر من آید...

نوشته شده در شنبه 22 بهمن 1390ساعت 09:40 ب.ظ توسط محمدمهین خاکی| 7 نظر|

Design By : Night Melody