X
تبلیغات
رایتل

هبوط

مرا کسی نساخت٬ خدا ساخت. نه آنچنان که «کسی میخواست»٬ که من کسی نداشتم. کسم خدا بود٬ کس بی کسان.

...محمد با کنار رفتن گرد و غبار و دود،توانست بقیه را ببیند،حمزه به رو افتاده بود و 

دو پایش از زانو قطع شده بود،اصغر کشانی را موج انفجار گرفته و در بین مینها بالا و  

پایین می پرید،رضا صدیقی دستش را گرفته و فریاد میزد،حمزه حمزه...عسگری هم 

ترکش به رانش خورده و خونریزی شدیدی داشت،گلمحمدی،هم پهلویش را گرفته و 

به پهلو خوابیده و درد می کشید...


  از بالا کسی آنها را صدا زد،یکی از بچه های تخریب بود،امدادگری از کانال بیرون آمده

بود تا تخریبچیهای مجروح شب قبل را به عقب منتقل کند،تخریبچی ،راه را برای خودش

و امدادگر باز می کرد و با سرعت،خودش را به محمد و حمزه رساند،محمد بالای سر

حمزه،آخرین دقایق قبل از پرواز او را نظاره می کرد،صورت دودآلود حمزه را پاک کرد او

لحظه ای ذکر یا زهرا را قطع نکرد......


  باید به حال بقیه هم رسیدگی میشد،محمد سراغ اصغر رفت و او را داخل معبر درون

یک چاله خمپاره نشاند،رضا را هم راهنمایی کرد تا بیاید کنار اصغر،بالای سر سعید

گلمحمدی رفت،از پهلویش،خون لخته لخته،بیرون می آمد،خدایا،پهلو را که نمی شود

خون بندی کرد....!هر طور بود او را از میدان مین،بیرون آورد و رفت کنار حمزه،نگاهی

به او کرد،تخریبچی،و امدادگر هنوز آنجا بودند،حالا نوبت سعید عسگری بود،که ساکت

کناری افتاده و درد می کشید،سعید را بلند کرد و در آغوش گرفت و از میدان مین،

بیرون آمد...محشری بود...................


  تخریبچی حمزه را با نا امیدی به کول خود گرفت،تا از میدان بیرون بیاورد،در راه حمزه

آسمان را درآغوش گرفت و تاب پایین آمدن از آسمان را دیگر نداشت.....


  محمد در راه پایین بردن دو تا سعید،شاهد پرواز آنها بود،سراغ هر کدام می رفت،

تا او را ببرد،می دید،او هم در حال و هوای حمزه است...تا پایین کوه،آنها که باید

بالا می ماندند،ماندند و به خاک بر نگشتند...


  آمبولانس میرود و بدنهای سه سردار واحد اطلاعات و عملیات،با دو مجروح،را با

خود میبرد....

 

  محمد در قرارگاه لشکر ۲۷،جریان را با فرماندهی در میان گذاشت،

محسن دین شعاری،در قرارگاه،آرام و قرار نداشت،او مسئول تخریب بود،سوار شد تا

با همرزمان تخریبچی اش،مینهای سرگردان را بیابد،.....فردا صبح،محسن در آسمان

بود و بدنش در یکی از همان آمبولانسها.............



تقدیم به تخریبچی های گمنام.

نوشته شده در جمعه 31 تیر 1390ساعت 08:03 ب.ظ توسط محمدمهین خاکی| 24 نظر|

Design By : Night Melody